بار اولی که با این موجود عجیب رابطه بر قرار کردم روزی بود که مادرم به دیدن همسایه مان رفته بود . رفته بودم در زیر زمین و با وسایل نجاری پدرم بازی میکردم که با چکش کوبیدم روی انگشتم.دستم خیلی درد گرفته بود و انگار گریه کردن فایده نداشت چون کسی در خانه نبود که دلداریم بدهد .انگشتم را کرده بودم در دهانم و همین طور که میمکیدمش دور خانه راه می رفتم . تا اینکه به راه پله رسیدم و چشمم به تلفن افتاد ! فوری رفتم و یک چهار پایه آوردم و رفتم رویش ایستادم .تلفن را برداشتم و در دهنی تلفن که روی جعبه بالای سرم بود گفتم الو اطلاعات لطفآ صدای وصل شدن آمد و بعد صدایی واضح و آرام در گوشم گفت : اطلاعات .بفرماييد .
گفتم : انگشتم درد گرفته اشکهایک سرازیر شد . اما حالا یکی بود که حرف هایم را بشنود ،
پرسید مامانت خانه نیست ؟
گفتم که هیچکس خانه نیست .ا
پرسید خونریزی داری ؟
جواب دادم : نه ، با چکش کوبیدم روی انگشتم و حالا خیلی درد دارم .ا
پرسید : يخ در خانه داري ؟
گفتم بله
صدا گفت : برو یک تکه یخ بردار و روی انگشتت نگه دار .
آن روز گذشت . فردا دوباره به اطلاعات لطفآ زنگ زدم .
صدایی که دیگر برایم غریبه نبود گفت : اطلاعات بفرماييد ؟
پرسیدم تعمیر را چطور می نویسند ؟ و او جوابم را داد .
از آن پس برای همه سوالهایم با اطلاعات لطفآ تماس میگرفتم .
سوالهای جغرافی ام را از او می پرسیدم و او بود که به من گفت آمازون کجاست . سوالهای ریاضی و علومم را بلد بود جواب بدهد . او به من گفت که باید به قناریم که تازه از پارک گرفته بودم دانه بدهم .ا
روزی که قناری ام مرد با اطلاعات لطفآ تماس گرفتم و داستان غم انگیزش را برایش تعریف کردم . او در سکوت به من گوش کرد و بعد حرفهایی را زد که عمومآ بزرگترها برای دلداری از بچه ها می گویند . ولی من راضی نشدم . ا
پرسیدم : چرا پرنده های زیبا که خیلی هم قشنگ آواز می خوانند و خانه ها را پر از شادی میکنند عاقبتشان اینست که به یک مشت پر در گوشه قفس تبدیل میشوند ؟
فکر میکنم عمق درد و احساس مرا فهمید ، چون که گفت : عزیزم ، همیشه به خاطر داشته باش که دنیای دیگری هم هست که می شود در آن آواز خواند و من حس کردم که حالم بهتر شد .ا
وقتی که نه ساله شدم از آن شهر کوچک رفتیم . دلم خیلی برای دوستم تنگ شد . اطلاعات لطفآ متعلق به آن جعبه چوبی قدیمی بر روی دیوار بود و من حتی به فکرم هم نمیرسید که تلفن زیبای خانه جدیدمان را امتحان کنم .ا
وقتی بزرگتر و بزرگتر می شدم ، خاطرات بچگیم را همیشه دوره میکردم . در لحظاتی از عمرم که با شک و دودلی و هراس درگیر می شدم ، یادم می آمد که در بچگی چقدر احساس امنیت می کردم .ا
احساس می کردم که اطلاعات لطفآ چقدر مهربان و صبور بود که وقت و نیرویش را صرف یک پسر بچه میکرد .ا
سالها بعد وقتی شهرم را برای رفتن به دانشگاه ترک میکردم ، هواپیمایمان در وسط راه جایی نزدیک به شهر سابق من توقف کرد . ناخوداگاه تلفن را برداشتم و به شهر کوچکم زنگ زدم : اطلاعات لطفآ !
صدای واضح و آرامی که به خوبی میشناختمش ، پاسخ داد اطلاعات .ا
ناخوداگاه گفتم می شود بگویید تعمیر را چگونه می نویسند ؟
سکوتی طولانی حاکم شد و بعد صدای آرامش را شنیدم که می گفت : فکر می کنم تا حالا انگشتت خوب شده .ا
خندیدم و گفتم : پس خودت هستی ، می دانی آن روزها چقدر برایم مهم بودی ؟
گفت : تو هم میدانی تماسهایت چقدر برایم مهم بود ؟ هیچوقت بچه ای نداشتم و همیشه منتظر تماسهایت بودم .ا
به او گفتم که در این مدت چقدر به فکرش بودم . پرسیدم آیا می توانم هر بار که به اینجا می آیم با او تماس بگیرم .ا
گفت : لطفآ این کار را بکن ، بگو می خواهم با ماری صحبت کنم .ا
()()()()()() ()()
سه ماه بعد من دوباره به آن شهر رفتم .ا
یک صدای نا آشنا پاسخ داد : اطلاعات .ا
گفتم که می خواهم با ماری صحبت کنم .ا
پرسید : دوستش هستید ؟
گفتم : بله یک دوست بسیار قدیمی .ا
گفت : متاسفم ، ماری مدتی نیمه وقت کار می کرد چون سخت بیمار بود و متاسفانه یک ماه پیش درگذشت .ا
قبل از اینکه بتوانم حرفی بزنم گفت : صبر کنید ، ماری برای شما پیغامی گذاشته ، یادداشتش کرد که اگر شما زنگ زدید برایتان بخوانم ، بگذارید بخوانمش .ا
صدای خش خش کاغذی آمد و بعد صدای نا آشنا خواند : به او بگو که دنیای دیگری هم هست که می شود در آن آواز خواند ... خودش منظورم را می فهمد.
میدونم .......مدتیه نیومدم و چیزی ننوشتم ...گرفتاریهای زندگیه و دل و دماغی که چیزی ازش نمونده
امروز منشی شرکتم برام یه اف گذاشت که کلی باعث خنده ام شد سر حال اومدم که برای شما بزارم بخونید .
سلام ميدونم سرتون شلوغه و گرفتارين برای همین بهتر ديدم براتون بنويسم چون حضوري نه من حوصله شما رو دارم نه شما وقت براي من .....
ميدونم گرفتارين ميدونم کار دارين ... ميدونم خيلي سرتون شلوغه ...... اما احمدي نژاد هم رئيس جمهوره هم استاد دانشگاه و هم رئيس و ....... چطور به همه کارهاش ميرسه موندم ولي شما.........
![]()
بله همه منشی دارن ما هم منشی داریم از ما که گذشت ولی هر وقت منشی دار شدین بهش زیاد رو ندین ![]()
![]()
راستی سال نو مبارک سال ۸۶ برای من سال خوب و پر باری بود حدا رو شکر انشا الله برای شما هم اینطور بوده باشه![]()
و باز هم شکر که از دست این سال اتحاد ملی و همبستگی اسلامی حلاص شدیم اینو که میشنیدم انگار دارن بهم فحش میدن
اخییییییییییش .دلت میاد سال تو اوری و شکوفایی ![]()
| داستانک81 | ||
|
| داستانک80 | ||
|
| داستانک79 | ||
|
| داستانک78 | ||
|
| داستانک77 | ||
|
| داستانک75 | ||
|
| داستانک74 | ||
|
| داستانک73 | ||
|
| داستانک72 | ||
|
| داستانک71 | ||
|
شَهرُ رَمضان الَّذی اُنزِلَ فیهِ القُرآن
درود دوستان
ببخشید که دیر به دیر میام . چیزی نیست داریم همراه این قافله دنیوی دنبال دنیا میدویم.
و اما .........رمضان امد ماهی که به ماه خداوند ...ماه ضیافت الهی ....ماه بخشش و غفران الهی و....معروفه.
میگم خودمونیم ، هر کی بره مهمونی خدا تا دیر وقت گشنه میمونه
؟*1
دوستان نظر شما در مورد این ماه و اداب خاص اون چیه ؟
مفیده ؟ گرسنگی ازار دهنده است و مضر ؟ بده ؟ خوبه ؟ شما روزه میگیرین ؟ جانم؟ به من چه !![]()
غیر از جنبه مذهبی ایا فایده دیگه ای هم داره ؟
استادی داشتیم که در جوابم گفت تو این ماه دانشجو ها رو کسل و کم انرژی میبینم.![]()
من خودم ؟ از بچگی میگرفتم. حالی میداد که نگو شب با پدر مادر بیدار شدن و سحری خوردن بیتابی از تشنگی ... ضعف گرسنگی.... بیحالی و سرگیجه
.....احساس بزرگی و مهم بودن .اعلام اینکه روزه هستم توی مدرسه بین بچه ها .
میگن ما ایرانی ها در فقر و سختی زندگی میکنیم ولی الحمدلله گمون نکنم کسی سر گرسنه زمین بزاره .پس بد نیست حال گرسنگی و گرسنگان رو کمی درک کردن . هر چند ما به این اسونی نمیتونیم حال اونها رو درک کنیم چون ما با تعقیب عقربه های ساعت منتظر اذان هستیم تا به انواع خوردنیها و نوشیدنیهای موجود حمله کنیم
ولی گرسنه واقعی چنین امیدی نداره ، پس این حال رو به سادگی نمیشه درک کرد.
در پایان امیدوارم همه امون با دست پر از میهمانی خدا بیرون بریم *2.
ما رو هم در دعاهاتون یه گوشه جا بدین .بدرود ![]()
پا نویس
*1 ما با خدا شوخی داریم شما رو سنه نه ؟
*2 تا میتونین از خونه میزبان چیز میز کش برین
![]()
مقدمه
از آنجا که شناسایی حیثیت ذاتی کلیه اعضای خانواده بشری و حقوق یکسان و انتقال نا پذیر آنان اساس آزادی ، عدالت و صلح را در جهان تشکیل می دهد.از آنجا که عدم شناسایی و تحقیر حقوق بشر منتهی به اعمال وحشیانه ای گردیده است که روح بشریت را به عصیان واداشته و ظهور دنیایی که در آن افراد بشر در بیان عقیده آزاد واز ترس و فقر فارغ باشد به عنوان بالاترین آمال بشر اعلام شده است ، از آنجا که اساسا حقوق انسانی را باید با اجرای قانون حمایت کرد تا بشر به عنوان آخرین علاج به قیام بر ضد ظلم و فشار مجبور نگردد. از آنجا که لازم است توسعه روابط دوستانه بین الملل را مورد تشویق قرار داد ،
ماده 1
تمام افراد بشر آزاد به دنیا می آیند و از لحاظ حیثیت و حقوق با هم برابرند . همه دارای عقل و وجدان می باشند و باید نسبت به یکدیگر با روح برادری رفتار کنند .
ماده 2
هر کس می تواند بدون هیچ گونه تمایز ، خصوصا از حیث نژاد ، رنگ ، جنس ، زبان ، مذهب ، عقیده سیاسی یا هر عقیده دیگر و همچنین ملیت ، وضع اجتماعی ، ثروت ، ولادت یا هر موقعیت دیگر ، از تمام حقوق و کلیه آزادی هایی که در اعلامیه حاضر ذکر شده است ، بهره مند گردد. به علاوه هیچ تبعیضی به عمل نخواهد آمد که مبتنی بر وضع سیاسی ، اداری و قضایی یا بین المللی کشور یا سرزمینی باشد که شخص به آن تعلق دارد . گواه این کشور مستقل ، تحت قیمومیت یا غیر خود مختار بوده یا حاکمیت آن به شکل محدودی شده باشد.
ماده 3
هر کس حق زندگی ، آزادی و امنیت شخصی دارد .
ماده 4
احدی را نمی توان در بردگی نگه داشت و داد و ستد بردگان به هر شکلی که باشد ممنوع است.
ماده 5
احدی را نمی توان تحت شکنجه یا مجازات یا رفتاری قرار داد که ظالمانه و یا بر خلاف انسانیت و شئون بشری یا موهن باشد.
ماده 6
هر کس حق دارد که شخصیت حقوق او در همه جا به عنوان یک انسان در مقابل قانون شناخته شود.
ماده 7
همه در برابر قانون ، مساوی هستند و حق دارند بدون تبعیض و بالسویه از حمایت قانون برخوردار شوند.همه حق دارند در مقابل هر تبعیضی که ناقض اعلامیه حاضر باشد و بر علیه هر تحریکی که برای چنین تبعیضی به عمل آید به طور تساوی از حمایت قانون بهره مند شوند.
ماده 8
در برابری اعمالی که حقوق اساسی فرد را مورد تجاوز قرار بدهد و آن حقوق به وسیله قانون اساسی یا قانون دیگری برای او شناخته شده باشد ، هر کس حق رجوع به محاکم ملی صالحه دارد .
ماده 9
احدی نمی تواند خود سرانه توقیف ، حبس یا تبعید بشود.
ماده 10
هر کس با مساوات کامل حق دارد که دعوایش به وسیله دادگاه مساوی و بی طرفی ، منصفانه و علنا رسیدگی بشود و چنین دادگاهی درباره حقوق و الزامات او یا هر اتهام جزایی که به او توجه پیدا کرده باشند، اتخاذ تصمیم بنماید.
ماده 11
1- هر کس به بزه کاری متهم شده باشد بی گناه محسوب خواهد شد تا وقتی که در جریان یک دعوای عمومی که در آن کلیه تضمین های لازم برای دفاع از تامین شده باشد ، تقصیر او قانونا محرز گردد.2- هیچ کس برای انجام یا عدم انجام عملی که در موقع ارتکاب ، آن عمل به موجب حقوق ملی یا بین المللی جرم شناخته نمی شده است محکوم نخواهد شد . به همین طریق هیچ مجازاتی شدیدتر از آنچه که در موقع ارتکاب جرم بدان تعلق می گرفت درباره احدی اعمال نخواهد شد.
ماده 12
احدی در زندگی خصوصی ، امور خانوادگی ، اقامتگاه یا مکاتبات خود نباید مورد مداخله های خود سرانه واقع شود و شرافت و اسم و رسمش نباید مورد حمله قرار گیرد . هر کس حق دارد که در مقابل این گونه مداخلات و حملات ، مورد حمایت قانون قرار گیرد.
ماده 13
1- هر کس حق دارد که در داخل هر کشوری آزادانه عبور و مرور کند و محل اقامت خود را انتخاب نماید.2- هر کس حق دارد هر کشوری و از جمله کشور خود را ترک کند یا به کشور خود باز گردد.
ماده 14
1- هر کس حق دارد در برابر تعقیب ، شکنجه و آزار ، پناهگاهی جستجو کند و در کشورهای دیگر پناه اختیار کند.2- در موردی که تعقیب واقعا مبتنی به جرم عمومی و غیر سیاسی و رفتارهایی مخالف با اصول و مقاصد ملل متحد باشد ، نمی توان از این حق استفاده نمود.
ماده 15
1- هر کس حق دارد ، که دارای تابعیت باشد.2- احدی را تمی توان خود سرانه از تابعیت خود یا از حق تغییر تابعیت محروم کرد.
ماده 16
1- هر زن و مرد بالغی حق دارند بدون هیچ محدودیت از نظر نژاد ، ملیت ، تابعیت یا مذهب با هم دیگر زناشویی و هنگام انحلال آن ، زن و شوهر در کلیه امور مربوط به ازدواج دارای حقوق مساوی می باشند.2- ازدواج باید با رضایت کامل و آزادانه زن ومرد واقع شود.3- خانواده رکن طبیعی و اساسی اجتماع است و حق دارد از حمایت جامعه و دولت بهره مند شود.
ماده 17
1- هر شخص ، منفردا یا به طور اجتماعی حق مالکیت دارد.2- احدی را تمی توان خود سرانه از حق مالکیت محروم نمود.
ماده 18
هر کس حق دارد که از آزادی فکر ، وجدان و مذهب بهره مند شود .این حق متضمن آزادی تغییر مذهب یا عقیده و ایمان می باشد و نیز شامل تعلیمات مذهبی و اجرای مراسم دینی است . هرکس می تواند از این حقوق یا مجتمعاً به طور خصوصی یا به طور عمومی بر خوردار باشد.
ماده 19
هر کس حق آزادی عقیده وبیان دارد و حق مزبورشامل آن است که از داشتن عقاید خود بیم و اضطرابی نداشته باشد و در کسب اطلاعات و افکار و در اخذ و انتشار آن ، به تمام وسایل ممکن و بدون ملاحضات مرزی، آزاد باشد.
ماده 20
1- هرکس حق دارد آزادانه مجامع و جمعیت های مسالمت آ میز تشکیل دهد.2- هیچ کس را تمی توان مجبور به شرکت در اجتماعی کرد.
ماده 21
1- هر کس حق دارد که در اداره امور عمومی کشور خود ، خواه مستقیما و خواه با وساطت نمایندگانی که آزادانه انتخاب شده باشد شرکت جوید.2- هر کس حق دارد با تساوی شرایط ، به مشاغل عمومی کشور خود نایل آید.3- اساس و منشا قدرت حکومت ، اراده مردم است . این اراده باید به وسیله انتخاباتی ابراز گردد که از روی صداقت و به طور ادواری ، صورت پذیرد .انتخابات باید عمومی و با رعایت مساوات باشد و با رای مخفی یا طریقهای نظیر آن انجام گیرد که آزادی رای تامین نماید.
ماده 22
هر کس به عنوان عضو اجتماع حق امنیت اجتماعی دارد و مجاز است به وسیله مساعی ملی و همکاری بین المللی ، حقوق اقتصادی ، اجتماعی و فرهنگی خود را که لازمه مقام و نمو آزادانه شخصیت اوست با رعایت تشکیلات و منابع هر کشور به دست آورد.
ماده 23
1- هر کس حق دارد کار کند. کار خود را آزادانه انتخاب نماید ، شرایط منصفانه و رضایتبخشی برای کار خواستار باشد و در مقابل بیکاری مورد حمایت قرار گیرد.2- همه حق دارند که بدون هیچ تبعیضی در مقابل کار مساوی ، اجرت مساوی دریافت دارند.3- هر کس که کار میکند به مزد منصفانه و رضایت بخشی ذیحق می شود که زندگی او و خانواده اش را موافق شئون انسانی تامین کند و آن را در صورت لزوم با هر نوع وسایل دیگر حمایت اجتماعی، تکمیل نماید.4- هر کس حق دارد که برای دفاع از منافع خود با دیگران اتحادیه تشکیل دهد و در اتحادیه ها نیز شرکت کند.
ماده 24
هر کس حق استراحت و فراغت و تفریح دارد و به خصوص به محدودیت معقول ساعات کار و مرخصی های ادواری ، با اخذ حقوق ذیحق می باشد.
ماده 25
1- هرکس حق دارد که سطح زندگی او ، سلامتی و رفاه خود و خانواده اش را از حیث خوراک ومسکن ومراقبتهای طبی و خدمات لازم اجتماعی تامین کند و همچنین حق دارد که در مواقع بیکاری ، بیماری ، نقص اعضا ، بیوگی ، پیری یا در تمام موارد دیگری که به علل خارج از اراده انسان ، وسایل امرار معاش از بین رفته باشد از شرایط آبرومندانه زندگی برخوردار شود.2- مادران وکودکان حق دارند که از کمک و مراقبت مخصوصی بهره مند شوند . کودکان چه براثر ازدواج و چه بدون ازدواج به دنیا آمده باشند ، حق دارند که همه از یک نوع حمایت اجتماعی برخوردار شوند.
ماده 26
1- هر کس حق دارد که از آموزش و پرورش بهره مند شود . آموزش و پرورش لااقل تا حدودی که مربوط به تعلیمات ابتدایی و اساسی است باید مجانی باشد . آموزش ابتدایی اجباری است . آموزش حرفه ای باید عمومیت پیدا کند و آموزش عالی باید با شرایط تساوی کامل ، به روی همه باز باشد تا همه ، بنا به استعداد خود بتواند از آن بهره مند گردند.2- آموزش و پرورش باید به طوری هدایت شود که شخصیت انسانی هر کس را به حد اکمل رشد آن برساند و احترام حقوق و آزادی های بشری را تقویت کند . آموزش و پرورش باید حسن تفاهم ، گذشت و احترام عقاید مخالف و دوستی بین تمام ملل و جمعیت های نژادی یا مذهبی و همچنین توسعه فعالیت های ملل متحد را در راه حفظ صلح ، تسهیل نماید.3- پدر و مادر در انتخاب نوع آموزش و پرورش فرزندان خود نسبت به دیگران اولویت دارند.
ماده 27
1- هر کس حق دارد در زندگی فرهنگی اجتماع شرکت کند ، از فنون و هنرها متمتع گردد و در پیشرفت علمی و فوائد آن سهیم باشد.2- هر کس حق دارد از حمایت منافع معنوی و مادی آثارعلمی ، فرهنگی یا هنری خود برخوردار شود.
ماده 28
هر کس حق دارد برقراری نظمی را بخواهد که از لحاظ اجتماع و بین المللی ، حقوق و آزادی هایی راکه در این اعلامیه ذکر گردیده ، تامین کند و آنها را به مورد عمل بگذارد.
ماده 29
1- هرکس در مقابل آن جامعه ای وظیفه دارد که رشد آزاد کامل شخصیت او را میسر سازد.2- هر کس در اجرای حقوق و استفاده از آزادی های خود ، فقط تابع محدودیت هایی است که به وسیله قانون ، منحصرا به منظور تامین شناسایی و مراعات حقوق و آزادی های دیگران و برای مقتضیات صحیح اخلاقی و نظم عمومی و رفاه همگانی ، در شرایط یک جامعه دموکراتیک وضع گردیده است.3- این حقوق و آزادی ها ، در هیچ موردی نمی تواند بر خلاف مقاصد و اصول ملل متحد اجرا گردد.
ماده 30
هیچ یک از مقررات اعلامیه حاضر نباید طوری تفسیر شود که متضمن حقی برای دولتی یا جمعیتی یا فردی باشد که به موجب آن بتواند هر یک از حقوق و آزادی های مندرج در اعلامیه را ازبین ببرد ویا در آن راه فعالیتی بنماید
در همه جاي دنيا پليس به کارش افتخار مي کند، در ايران کسي که توسط پليس دستگير شده به کارش افتخار مي کند...... در همه جاي دنيا وقتي پليس با شما مواجه مي شود، اول کارت شناسايي اش را نشان مي دهد، بعد کارت شناسايي شما را مي بيند، بعد خلاف شما را مي گويد، بعد احتمالا شما را بازداشت مي کند. در ايران پليس اول شما را کتک مي زند یا توهین و تحقیر میکند، بعد بازداشت مي کند، بعد شما کارت شناسايي تان را نشان مي دهيد و معلوم مي شود آشنا هستيد، بعد خودش را معرفي و شما را آزاد مي کند !!!!
سلام دوستان
چند روز پیش چند نفر مامور محترم و با شخصیت انتظامی به محل کسب ما ( کافی نت ) هجوم اوردن.طبق معمول تو اتاقها گشتن تا شاید بخت یاری کنه و دختر پسری رو تو یک اتاق واحد ببینن یا لقمه دندانگیر مشابهی ........ولی متاسفانه نشد چون اینقدر از این بلاها سرمون اومده که دیگه خودمون یه پا مامور شدیم .زن و شوهر رو از هم جدا میکنیم..خواهر و برادر رو جدا میکنیم .یک روزی پدر و دختری اومده بودن ایمیل چک کنن که از ورودشون جلوگیری کردیم پیر مرد چنان نگاهی به من کرد که ...حالم از خودم بهم خورد ولی خب از سوال و جواب پس دادن به مامورین وظیفه شناس و اهل منطق بهتر بود......
خلاصه بعدش مامورین عزیز اومدن سراغ کامپیوتر سرور تا شاید عکسی ، صورقبیحه ای ،شعر غفلت انگیزی چیزی توش پیدا بشه ولی اینم نشد!! (دیگه شورشو در اوردیم کافی نت هم اینقدر مزخرف) ولی خب ادم باید ابتکار داشته باشه و پلیس ما سرشار از ابتکاره :
منشی جدید ما (قبلی یه خانوم بود) یه پسر 19 ساله است که روز دوم کاریشو میگذروند زمان ورود مامورین خانمی کنار ایشون نشسته بود از اشنایان که کاری با ایشون داشت !!!!!! میدونید این یعنی چی ؟؟؟ نمیدونید ؟؟؟؟
پس وای بر شما کفار و و المشرکین
این یعنی رابطه نامشروووووووووووووع
خاک بر سر مسلمانی ما که در روز روشن در جلوی چشم بیش از 10 نفر، دختر و پسری رابطه نامشروع بر قرار میکنند و نه تنها ما ، که خودشان هم نمیدانند
دردسرتون ندم دوستان
سرهنگ گرامی منشی هوس باز ما و اون خانوم ...... رو با ناسزا و تحقیر کشان کشان بردند پاسگاه.
و منو احضار کردند. اون دو نفر فاسق به دادگاه معرفی شدن تا سزای عمل کثیفشونو ببینن
و من هم به جرم سو مدیریت واحمال چندین ورق کاغذ برام سیاه شد تا به پرونده ننگین اعمالم اضافه بشه و در سر پل صراط..........
وقتی پا به اتاق سرهنگ و همکارانش گذاشتم و از چند و چون مشکل پرسیدم منشی من گفت : اخه مگه چی شده مگه ما چیکار کردیم؟ این خانوم دوست خانوادگی ماست از طرف پدرشون اومده بود برای امشب مارو دعوت کنه ..........گوه بخور!!! . بیشعور کثافت ...تو گوه خوردی .....محل کسب مگه جای لاس زدنه ........این در فشانی ها رو یه لباس شخصی که کنار سرهنگ نشسته بود با صدای بلند فرمودند.
بعدش به من تفهیم اتهام کردند :
اقای فلانی مدتیه که گزارشهایی به ما میرسه مبنی بر اینکه این اقا با خانمها در محل کسب شما ارتباط بر قرار میکنه و محیطی الوده و ناامن به وجود اورده .....
در مراجعه ای که کردیم دیدم این خانوم کنار این اقا نشسته و با دیدن ما هم از جاش بلند نشد !!
-ولی جناب سرهنگ این فرمایش شما چطور ممکنه ؟ چون این اقا روز دومیه که اومده سر کار و همکار قبلی ما یه خانوم بودن!
-یعنی چه پس ما دروغ میگیم ؟ پس این گزارشات چیه ؟ مگه من با شما انزلی چی ها خصومت دارم ؟ برو بپرس ببین هیچ انزلی چی رو تا حالا اذیت کردم من با هیچ انزلی چی مشکل ندارم ..........
( ایشون از هموطنان مازندرانی ما هستند البته تا حالا به ما نگفتن هموطن . فقط میگن انزلی چی)
باز هم من سعی کردم توضیح بدم و از خودمون دفاع کنم ولی نتیجه .....
- انگار شما زیادی غد هستی برو پیش فلانی از شما یه صورتجلسه بگیره تا بعد ........
این هم سزای پر رو بازی !!!
جمع بندی :
البته منو ببخشید من با این چندر غاز سواد و معلومات خودم فقط تا حدی میتونم این مسایل رو تجزیه و تحلیل کنم و ممکنه درست نباشه خوشحال میشم نظر شما رو هم بدونم
1. فکر میکنم که متاسفانه پلیس ما بسیار راحت طلبه .به جای برخورد با ناهنجاریهای واقعی جامعه که کار اسونی هم نیست میره به سراغ شکارهای اسون و در خیلی از موارد هم چاره ای نداره جز اینکه کلی شاخ و بال اضافه و انگ به مردم بچسبونه تا پرونده ای قاضی پسند برای ارائه به دادگاه تهیه بشه.
2. فکر میکنم به جای یا علی یا علی گفتن باید بگیم یا پلیس یا پلیس
چرا ؟
در زمان حکومت امام علی سه مرد ، زن و مردی رو به حضور امام اوردن و شهادت دادن که این زن و مرد رو در حال زنا مشاهده کردیم . امام فرمود برای چنین اتهامی چهار شاهد لازمه شاهد چهارم شما کجاست ؟
گفتند در راه است و به زودی میرسد
امام فرمود به خطر انداختن ابروی مسلمان بدون دلیل کافی ، جایز نیست
امام دستور داد این سه مرد رو به جرم افترا و ریختن ابروی مسلمان تازیانه بزنید !!!!!
سه نفر زن و مردی رو در حال زنا مشاهده کردن و امام این دلیل رو کافی نمیدونه
اما پلیس ما میگه اگر دختری درصندلی کنار پسری بنشینه این یعنی رابطه نامشروع و باید به دادگاه برن و ابروشون برای باقی عمر به باد بره و پرونده ای سوء هر چند غیر حقیقی در سابقه زندگیشون ثبت بشه!!!!
حالا شما بگید. یا علی یا یا پلیس ؟
4. تخریب شخصیت جوان .
تو روزنامه خبری خوندم در مورد مردی که با یه باک بنزین به در خانه زنی رفت و او رو به اتش کشید .
در دادگاه مرد عنوان کرد که به زن علاقه داشته و وقتی پی به فساد و روابط او با دیگران برده عصبانی شده و او رو به اتش کشیده. در تحقیقات از همسایه ها همگی شهادت دادند که زن، زنی عفیفه و نجیب بوده که به تقاضاهای نادرست مرد پاسخ نمیداده و مرد هم اینطور انتقام گرفته . نویسنده به این نکته توجه کرده بود که مرد نه تنها اینطور انتقام گرفت بلکه سعی کرد چهره زن فوت شده رو هم به لجن بکشه و او رو بی ابرو و ناپاک جلوه بده .
چرا یاد این موضوع افتادم ؟
سرهنگ محترم پلیس که منشی کوچولوی مارو دستگیر کرده بود .خطاب به من با قیافه ای حق به جانب فرمودند ما مدتیه چندین گزارش مختلف داشتیم که این اقا در کافی نت شما با خانمها رابطه بر قرار میکنه و محیط رو الوده کرده . ( ببخشید که تکراری بود اخه نمیخوام نقل قول ایشون رو تغییری بدم ) بله ایشون چنین ادعایی فرمودند در حالی که این اقا روز دوم کاری خودشون رو میگذروندند . و الحمدلله کذب بودن این ادعای سرهنگ بر من مسلم شد و الا چه بسا خودم هم به خودم شک میکردم ..
راستی اگه ما هم قدرت اجرایی داشتیم و میتونستیم این دروغ رو بزرگنمایی کنیم و بگیم :
فرمانده انتظامی یه شهر اینطور به مردم افترا میبنده ، پرونده سازی میکنه ، فقط به فکر گزارش کار به مقامات بالا و گرفتن ترفیعه و و و ..... اونوقت چی میشد ؟
ایا این درسته که هر کس قدرت داشت باید دیگری رو که قدرت نداره له کنه ؟
به شخصیت مردم توهین کنه : فحش و ناسزایی که در حضور من بیان شد و سرهنگ سکوت کرد معنیش چی بود؟ در واقع سرهنگ بدون الوده کردن زبانش فحش داد.
ابرو و اعتبار و سابقه خوب مردم رو لکه دار کنه حتی به قیمت دروغ و تهمت زدن .
راستی ایا همون قدرتی نیست که من و شما به ایشون اعطا کردیم تا از ما پاسداری کنه ؟
به اقای احمدی نژاد چه کسی رای داد ؟ به نماینده شهرمون چه کسی رای داد ؟
راستی سرهنگ عزیز که از سوابق و جانفشانیهات در جنگ خبر داریم ، ای به قربان اون ریشت ...جنگ تموم شده برادرمن، اینها عراقی نیستن اینها فرزندان خودتن ، دادگاه نفرست ، بنشونشون کنار خودت یه شکلات 10 تومنی از روی مهر بهشون تعارف کن وببین دردشون چیه ، چی میخوان .حرفشون چیه اصلا چیزی حالیشون هست یا نه ؟
شنیده ام که از افتخارات شما اینه که پسر خودتو هم بازداشت کردی !!!!
منو یاد افرادی میندازی که افتخارشون تعداد زخمهای چاقو روی بندنشونه یا افرادی که با غرور میگن: من روزی دو بسته سیگار میکشم !!!
و در پایان حرفی که مثل پتک به سرم کوبیده شد: جناب سرهنگ در بحثی که با ایشون داشتم (انصافا اجازه صحبت به من میدادند) در پایان حرفهاشون فرمودند اینجا جای این کارها نیست
ما در دولت جمهوری اسلامی زندگی میکنیم !!!
خواهش و توصیه ای که عاجزانه از ایشون و تمامی مسئولین محترم دارم ، مسایل و مواردی رو که به تشخیص شخصی خودتون نادرسته ، لطف کنید به نظام و دولت نسبت ندید .من مطمئنم که رییس جمهور با این رفتار شما موافق نیست پس چرا کاری میکنید که چند تا جوون ناپخته و مغرور از نظام و دولت نا امید و سر خورده بشن ؟
شجاعانه بگید که روش مدیریتی من اینه . من به این روش عمل میکنم. حد اقل فایده اینکار اینه که در نهایت جوون میگه ایشالله به زودی این فرد عوض میشه .ارزو نمیکنه که دولت و رییس جمهور عوض بشه !!! منطقی نیست ؟
امیدوارم به زودی در شهر و در کشورمون پلیس زحمت کش ما با استفاده از نظرات کارشناسان و روانشناسان بهترین روش و بهترین نوع برخورد و تعامل با مردم رو در پیش بگیره .
نه اینکه مردم هنگام ورود به پاسگاه فحش بشنون و در هنگام خروج فحش بدن .
در پایان بزارید اعترافی بکنم که الان از به یاد اوردنش شرمنده ام موقع خروج از پاسگاه به سرباز دم در گفتم :
این مملکت جای زندگی نیست
و سرباز هم لبخندی از روی همدردی زد و حالا در حضور شما خوانندگان محترم با افتخار میگم که اشتباه کردم و از سر خشم چیزی گفتم . حالا میگم
ایران زیبای من بوسه بر خاک پاکت ، ابادت میکنیم
| |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|


